سفارش تبلیغ
صبا
اللهم کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ من ساعات اللیل و النهار وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَمؤیدا حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً وعجل فرجه واجعلنا من شیعته یا ارحم الراحمین ...

فتیان 1412

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی صاحِبِ الدَّعوَةِ النَّبَوِیَّةِ وَ الأُصولِ الحَیدَرِیَّةِ وَ العِصمَةِ الفاطِمِیَّةِ وَ الحِلمِ الحَسَنِیَّةِ وَ الشَّجاعَةِ الحُسَینِیَّةِ وَ العِبادَةِ السَّجّادِیَّةِ وَ المَآثِرِ الباقِرِیَّةِ وَ الآثارِ الصّادِقِیَّةِ وَ العُلُومِ الکاظِمِیَّةِ وَ الحُجَجِ الرَّضَوِیَّةِ وَ الشُّهُبِ الجَوادِیَّةِ وَ الشُّرُوحِ الهادِیَّةِ وَ الهَیبَةِ الزَّکِیَّةِ وَ الغَیبَةِ المَهدِیَّةِ با صلوات بر محمد و آل محمد ... ورود شما را به وبلاگ فتیان 1412 گرامی می داریم


در غیر شیعه، شعاری هست که از صدر اسلام بوده و تمام نشده بلکه تا وقتی که دشمنان داخلی هستند و تا ظهور مولا مهدی، این شعار هست و آن شعار «حسبنا کتاب الله» است. شعاری که می گوید کتاب خدا ما را بس است. این شعار فقط به این معنا نیست که ما قرآن را می خواهیم و عترت را نمی خواهیم بلکه ماجرا خیلی فراتر از این حرفهاست و حذف عترت با این شعار، یک قسمت از پروژه این شعار انحرافی است. یک عالم ربانی می فهمد که با این شعار همه چیز فرع می شود حتی خود رسول الله چنانکه می بینیم در غیر شیعه که سردمدار این شعار هستند رسول الله را بیشتر از یک نامه رسان نمی دانند و کارشان به جایی رسید که قصد داشتند ضریح مطهر رسول الله را مانند حرم های مطهر ائمه بقیع تخریب کنند که با مخالفت افکار عمومی مواجه شدند. با شعار حسبا کتاب الله همه چیز فرع می شود؛ از رسول و عترتش گرفته تا صلات و صوم و حج و جهاد و سایر عبادات و چیزهای دیگر که با ظرافت همه را به حاشیه و فرع می کشانند. و جای بسی تأسف است که در جامعه به ظاهر شیعی هم این شیطنت به طور مخفی و خزنده در حال گسترش است و صورتهای مختلف این شعار را در عمل شاهد هستیم. مثلاً در مساجد نماز را فرع می کنند و قرائت قرآن را اصل می کنند و حتی نماز را خیلی سریع و بدون حضور و فهم به پایان می برند تا به قرائت قرآن بپردازند و این در حالی است که قرآن برای صلات است نه برعکس و قرآن را می خوانیم تا کیفیت صلات بالا رود و حتی توصیه شده که قرآن در صلات خوانده شود نه اینکه نماز به حاشیه رانده شود. در مورد صوم هم قرآن باید تلاوت شود تا کیفیت صوم بالاتر رود نه اینکه صوم به حاشیه و فرع رانده شود. اما با کمال تعجب می بینیم که عنوان  ماه مبارک رمضان را که به نص صریح آیات و روایات شهر الصیام است تغییر داده و با عنوان شهر القرآن مطرح می کنند. بله در ماه مبارک رمضان قرآن نازل شده است اما اولاً نزول قرآن برای رسول الله و دفعی بوده و نزول قرآن برای امّت رسول در بیست و هفتم رجب و تدریجی است ثانیاً آنچه که خداوند بر ما واجب کرده است و ماه رمضان را به آن شناسانده است صوم است. قرائت و حتی تلاوت قرآن در این ماه برای بالاتر رفتن کیفیت صوم است و طبق آیه 186 سوره بقره اصالت با صوم است نه قرائت قرآن. و حتی وجوب هم به صوم است و قرائت قرآن مستحب است. خود کتاب الله در وزان شهر الله است اما قرائت ما نسبت به شهر الله فرع است و در آن وزان نیست. در باب حج هم همین بلا را دارند بر سر حج می آورند به طوری که عده ای با تبلیغات معتقدین به حسبنا کتاب الله، طواف مستحبی را ترک کرده و فقط به قرائت قرآن می پردازند. رفتن به حج برای انجام اعمال حج است و اما تلاوت قرآن، فرع و تکمله ای برای اعمال حج است. و اینگونه است که تمام عبادات را فرع می کنند و قرائت قرآن را اصل می کنند در حالی که قرآن فرع و عیال تمام عبادات است. ما منکر تلاوت قرآن نیستیم بلکه آن را ترویج می دهیم و می گوییم همانطور که در روز به قرآن ناطق و صاعد می پردازیم در شب باید به قرآن نازل بپردازیم اما هیچگاه قرائت قرآن را جایگزین عبادات و اصل نمی دانیم. فرائض را نمی توان و نباید فدای مستحبات کرد. البته قرائت قرآن ابتدای برخورد با قرآن است و باید از قرائت به تفسیر و تأویل رفت.

قرآنی که در حسبنا کتاب الله مطرح می شود فقط قرائت قرآن است. در واقع فقط قرائت قرآن  بدون تدبر و فهم را می خواهند و این یعنی اصالت دادن به قرائت نه به قرآن. خواندن بدون فهم، امر ابلیسی است و کسانی که اینگونه به طرف قرآن می روند به فرمایش رسول اکرم منافقین امت هستند. قرآن کریم، متن هدایت است (هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان) و نیاز به مفسّر برای توضیح و تفسیر آن دارد تا هدایت را برساند و اگر این کتاب بخواهد در قرائت بماند و به تفسیر نرسد نیازی به مفسّر که همان عترت طاهره باشند نخواهد بود. تمام مستبصرینی که به شیعه رسیدند و شیعه شدند به این دلیل بود که در تجوید و قرائت نماندند و به تفسیر رسیدند و در تفسیر دیدند که نیاز به مفسرین حقیقی است و در این راه به عترت طاهره رسیدند. غایت کار جهّال، قرائت و تجوید است و ابتدای کار علما، قرائت و تجوید است. بعضی ها قرآن را می خوانند که فقط تجوید را رعایت کنند و نمی خوانند که تفسیر کنند. خداوند و اهلبیت فرموده اند که قرآن را بخوانید که بفمید نه بخوانید که فقط بخوانید. با اصل کردن قرائت قرآن، توضیح و تفسیر حذف می شود و تجویدی که دشمنان اهلبیت در مصر پایه اش را محکم کردند بنایش بر همین است که وقتی برای پرداختن به تفسیر نباشد یا تفسیر بی ارزش شود. نتیجه این برنامه این شده که جامعه ما امروزه دنبال این است که با فلان استاد تجوید عکس بگیرد اما هیچ ارزشی برای یک استاد تفسیر قائل نیست و به جای پرداختن به مسابقات تفسیر و مفاهیم قرآن به مسابقات بین المللی تجوید و قرائت سرگرم می شوند. در حالی که قرآن کریم، کتاب زندگی است نه کتاب آوازخوانی. مرحوم ثقفی در تفسیر روان جاوید می فرماید چه بسا قرائت قاری پسندی که خدا پسند نیست. و در کتابهای مرحوم امام خمینی از جمله آداب الصلات و شرح چهل حدیث به طور نسبتاً مفصّل این آسیب مورد مداقّه قرار گرفته است. درد اینجاست که شعار حسبنا کتاب الله به طور نامحسوس و عملاً در جامعه به ظاهر شیعی توسط مأمورانی در حال اجرا شدن است. مطرح کردن جامعه قرآنی بدون مطرح کردن عترت، آگاهانه یا ناآگاهانه همان دامن زدن به حسبنا کتاب الله است. گویا فراموش شده که همین به اصطلاح جامعه قرآنی بود که در صدر اسلام باعث خانه نشین شدن اهلبیت عصمت و طهارت و در نهایت شهادت ایشان شد. مسلک خلفا با شعار جامعه قرآنی اهلبیت را کنار زدند. امروزه نیز سلفیه (وهابیت و داعش و طالبان و ...) با قرآن به جنگ شیعه آمده اند. لذا ما نیاز به جامعه قرآنی عترتی داریم. مهدی در جامعه قرآنی عترتی جای دارد نه جامعه قرآنی.

خلاصه اینکه باید مواظب باشیم و فریب شعارها و برنامه های به ظاهر دینی را نخوریم که اگر هشیار نباشیم و با معیارهای اهلبیت عصمت و طهارت جلو نرویم خود ما نیز در پروژه حسبنا کتاب الله سهیم خواهیم بود.

 



[ سه شنبه 97/3/22 ] [ 11:22 صبح ] [ فتیان ]

نظر